حلالت

پرسیدی‌ام از عشق و جوابی نشنیدی
بشنو که سزاوارِ سکوت است سؤالت!

من رو دعا کن...

یار پسندیده

جان بلا دیده منم، گریه ی خندیده منم

...

پرواز

دلم پرواز می‌خواهد،
دلم با تو پریدن در هوای باز می‌خواهد
دلم آواز می‌خواهد،
دلم از تو سرودن با صدای ساز می‌خواهد
دلم بی‌رنگ و بی‌روح است
دلم نقاشی یک قلب پر احساس می‌خواهد!

گردش ایام

مثل باد

گاهی آرام و نوازشگر

گاهی طوفانی و بی ملاحظه

.

.

.

الان فقط یک آغوش گرم و واقعی آرومم میکنه!

سلام

به دل میدیدمت وز جان سلامت می فرستادم

غلیظ ترین کام

و نخ به نخ دهنم دود است

از دوستان جانی

بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار

کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن

فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل

چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن

طُ

مگر به کوی طُ این ابرها ببارندم...

چه کار چه کارم کن!!!

منم که لک لک غمگینی به روی دودکشت هستم

منم که ماهی دریای بلند موی مشت هستم


منم که طعمه قلابم

مرا شکار کن ‌ای ماهی


منم شکار شکارم کن

سپس ببوس و بچرخانم
سپس بچرخ و ببوسانم


سپس چه کار چه کارم کن
چه کار هرچه تو میخواهی ست


بخواه آن چه که میخواهی...

حلال

شراب با تو حلال است...

آب بی تو حرام!

حلال رو همیشه پایه بودم :)